على محمدى
74
شرح اصول استنباط ( فارسى )
آخوند در كفايه و مرحوم منطفر در اصول فقه ) طرفدار قول اول هستند . 2 - و معتزله از اهل سنت و اكثر اصوليين شيعه طرفدار قول دوّم هستند و صاحب الكتاب همين نظريه را اختيار مىكنند . مطلب سوّم : اينكه در تحرير محل نزاع كلمهء فى الحال به كار برده شد مراد از اين حال چيست ؟ بطور كلى سه حال موجود است : 1 - حال نطق يعنى حال تكلم به مشتّق و اسناد آن به يك ذاتى . 2 - حال اسناد و نسبت كه معمولا با حال نطق يكى است و لذا جداگانه قابل طرح نيست . 3 - حال تلبّس و اتصاف ذات به مبدء اشتقاق اين مشتّق و حال تلبس اعم است زيرا كه ممكن است ذات در زمان گذشته متلبس به اين لباس بوده و الان نيست و ما به لحاظ زمان ماضى مىگوئيم : زيد ضارب امس يا كان زيد ضاربا و يا كان كذا امس و ممكن است در زمان حال متلبس به اين لباس هست و به لحاظ همين حالا مىگوئيم : زيد ضارب يا مىگوئيم زيد ضارب الان و . . . ممكن است در زمان آينده متصف به اين صفت شود و ما به لحاظ زمان مستقل مىگوئيم : انى فاعل غدا يا زيد سيكون مجتهدا او طبيبا و . . . حال اختلاف شده ميان اصوليين در اينكه مراد از حال چيست ؟ آيا حال نطق مراد است ؟ يا حال اتصاف و تلبس ؟ مصنف مىفرمايد : به عقيدهء ما حق اينست كه حال تلبس از محل نزاع خارج است و اسناد مشتق بر ذات به لحاظ حال تلبس هميشه و مطلق حقيقت است چه زمان ماضى باشد و چه حال و چه آينده كه امثلهء آن ذكر شد و بلكه ادعاى اجماع شده بر حقيقت بودن چنين استعمالى آرى اگر بگوئيم زيد ضارب امس و اراده كنيم دو